
سازنده هوش مصنوعی کدام کشور است
سازنده هوش مصنوعی کدام کشور است؟ این پرسش در چند سال اخیر ذهن بسیاری را مشغول کرده؛ چون هر روز خبر میرسد که این فناوری در جایی از دنیا پیشرفتهتر شده یا یک شرکت جدید دست به نوآوری زده. واقعیت این است که «هوش مصنوعی» یک اختراع واحد با یک تاریخمصرف مشخص نیست؛ بلکه فرآیند پیوستهای است که از دههها پیش در کشورهای مختلف آغاز شده و هرکدام سهمی در شکلگیری آن داشتهاند. بگذارید از همان آغاز ماجرا، یعنی دهه ۱۹۵۰ میلادی، شروع کنیم و ببینیم هر کشور چه نقشی ایفا کرده.
اگر بخواهیم اولین جرقههای نظریهپردازی را پیدا کنیم، باید به بریتانیا برویم؛ جایی که آلن تورینگ در دانشگاه منچستر مقالهی معروف «Computing Machinery and Intelligence» را منتشر کرد. تورینگ با طرح «آزمون تورینگ» پرسید: «ماشینها میتوانند فکر کنند؟» این سؤال کلید خوردن بحث علمی بود که بعداً به تولد رشتهی جدیدی به نام هوش مصنوعی انجامید. بنابراین در حوزهی نظریه، بریتانیا را میتوان یکی از نخستین سازندگان دانست.
اما نظریه که تنها کافی نیست؛ برای ساخت سیستمهای واقعی به زیرساخت کامپیوتری قوی نیاز است. اینجاست که ایالات متحده وارد ماجرا میشود. در دهه۱۹۶۰ آزمایشگاههایی مانند MIT، استنفورد و کارنگی ملون بودجههای کلان دریافت کردند تا سیستمهای «خبره» بسازند. زبان برنامهنویسی LISP در MIT ابداع شد و اولین چتبات «الایزا» نیز در همانجا نوشته شد. به این ترتیب، آمریکا عملاً زیرساخت نرمافزاری و سختافزاری اولیه را فراهم کرد.
کانادا هم از همان سالها کنار ننشست؛ در سال ۱۹۸۶ جئوفری هینتون و همکارانش در دانشگاه تورنتو الگوریتم back-propagation را برای شبکههای عصبی بهینه کردند. این کشور امروزه بهواسطهی شرکتهایی مانند Element AI و Mila به یکی از قطبهای آموزش و پژوهش تبدیل شده است. پژوهشهای کاناداییها در زمینهی deep learning حالا در همهجا به کار میرود، از تشخیص گفتار گوگل تا ترجمهی همزمان اسکایپ.
آسیا هم بیکار نمانده. ژاپن با پروژهی مشهور «پنجمین نسل» در دهه۱۹۸۰ تلاش کرد رایانههایی با تواناییهای انسانمانند بسازد. گرچه پروژه در آن زمان موفقیت تجاری نیافت، اما دانشفنیای که تولید شد، بعداً در سیستمهای رباتیک و الگوریتمهای بهینهسازی توشیبا و هوندا به کار رفت. امروزه ژاپن در رباتهای مراقبت از سالمندان پیشرو است.
چین را هم نباید از قلم انداخت. دولت پکن در سال ۲۰۱۷ برنامهی «New Generation AI Development Plan» را اعلام کرد و قرار شد تا ۲۰۳۰ چین به «ابرقدرت هوش مصنوعی» تبدیل شود. شرکتهایی مانند بایدو، علیبابا و تنسنت بودجههای عظیم دریافت کردند؛ تا جایی که بایدو نخستین سرویس تاکسی بدون رانندهی جهان را در شهری مانند ووهان راهاندازی کرد. چین حالا در تشخیص چهره، پرداخت موبایلی و شبکههای توصیهگر فروشگاهی در صدر است.
فرانسه هم با وجود غولهایی مانند Thales و Capgemini در حوزهی پردازش زبان طبیعی و سیستمهای تشخیص تقلب بانکی سرآمد شده است. دولت فرانسه سالانه نزدیک به ۱.۵ میلیارد یورو در این زمینه سرمایهگذاری میکند تا استارتاپها بتوانند با آمریکاییها رقابت کنند. پاریس حالا بعد از سیلیکونولی و شنژن، سومین شهر دنیا از نظر تعداد شرکتهای فعال در حوزهی هوش مصنوعی شناخته میشود.
آلمان هم با صنعت قوی خودروسازیاش، روی ترکیب AI و اینترنت اشیا تمرکز کرده. شرکتهایی مانند زیمنس و SAP پلتفرمهایی ساختهاند که خط تولید هوشمند را بهصورت زنده تحلیل میکنند. نتیجه این شده که کارخانههای باواریایی بهازای هر ۱۰۰۰ خط تولید، فقط ۱۲ ثانیه توقف غیرمنتظره دارند؛ رقمی که در سایر کشورها حداقل چند دقیقه است.
در منطقهی اسکاندیناوی، سوئد و فنلاند با استارتاپهای متعدد خود در حوزهی سلامت دیجیتال سر و صدا کردهاند. شرکت فنلاندی «Oura» با حلقهای هوشمند قادر است خواب و ضربان قلب را بهصورت لحظهای پایش کند. این کشورهای کوچک نشان دادهاند که برای سازنده بودن لزوماً به جمعیت زیاد یا بودجهی نجومی نیاز نیست؛ کافی است سیاستهای تشویقی و زیرساخت تحقیقاتی درست باشد.
کرهجنوبی هم با سامسونگ و الجی وارد میدان شده؛ از تراشههای اختصاصی Exynos با ماژولهای NPU گرفته تا یخچالهایی که تاریخ انقضای مواد غذایی را تشخیص میدهند. دولت سئول طرحی دارد که تا ۲۰۲۶، تمام مدارس ابتدایی را به دستیارهای آموزشی هوشمند مجهز کند تا معلمها وقت بیشتری برای تدریس خلاقانه داشته باشند.
روسیه را هم باید دید؛ شرکت «Yandex» نسخهی روسی گوگل است ولی در برخی حوزهها عقب نیفتاده؛ مثلاً تاکسیهای بدون رانندهی Yandex در اینچهبرون با دمای ۳۰- درجه سانتیگراد هم تست شدهاند. کرملین بودجهای ۲ میلیارد دلاری برای پژوهشهای نظامی AI در نظر گرفته تا سیستمهای دفاع هوایی هوشمند راهاندازی شود.
هند هم بهعنوان زادگاه نیروی متخصص ارزان، حالا در خدمات IT جایگاه ویژه دارد. شرکتهای TCS، Infosys و Wipro قراردادهایی با غولهای غربی بستهاند تا مراکز دادهی هوشمند مدیریت کنند. افزون بر این، استارتاپهایی مانند Zoho و Freshworks در حال ساخت دستیارهای فروش مبتنی بر زبان هندی و تامیل هستند تا بازار ۱.۴ میلیارد نفری را پوشش دهند.
بعد از این جمعبندی به نظر میرسد هیچ کشور بهتنهایی «سازندهی هوش مصنوعی» نیست؛ بلکه یک زنجیرهی جهانی شکل گرفته که هر حلقهاش در جایی از دنیاست. آمریکا زیرساخت را داده، بریتانیا نظریه را، چین دادهی عظیم و بازار را، کانادا الگوریتمهای ژرف را، ژاپن رباتیک را و اروپا قوانین حریم خصوصی را تدوین کرده تا فناوری متوازن پیش برود.
در ایران هم سالهاست که دانشگاههای صنعتی شریف، امیرکبیر و علموصنعت آزمایشگاههای AI راهاندازی کردهاند. شرکتهایی مثل اسنپ و آپ با استفاده از الگوریتمهای ایرانی تطبیقیافته توانستهاند ترافیک تهران را تا ۲۲ درصد کاهش دهند. حتی وزارت بهداشت پروژهای دارد که با تحلیل تصاویر رادیولوژی سرطان ریه را در مراحل اولیه تشخیص دهد. پس میبینید که سازنده بودن دیگر محدود به مرز جغرافیایی نیست.
در نهایت اگر بخواهیم پاسخ کوتاه بدهیم، باید بگوییم «همهی کشورها در کنار هم»؛ چون هوش مصنوعی مثل رودخانهای است که از سرچشمههای گوناگون میجوشد و در مسیر خود تکهتکه از دانش و تجربهی ملتها را با خود میبرد. هر کشوری که زودتر زیرساخت آموزشی، قانونی و سرمایهای فراهم کند، در این رودخانه جایگاه بالاتری خواهد یافت؛ اما هیچکس بهتنهایی مالک آن نیست.